
وقتی که به خوابی فرو می روم،تو را به یاد دارم.
وقتی که از خوابی بلند می شوم،تو را به یاد دارم.
نمی توانم تو را از ذهنم پاک کنم
نمی توانم خاطره هایم را فراموش کنم و
به باد رهگذر بسپارم.
کاش می شد در او تبلور یافت
در ذهن خسته و مغلوبش...
کاش ثانیه های بر هم گذاشتن چشمانش
فقط همان ثانیه ها
مال من باشد...
چشمانم
هر کجا که می روی
به دنبال تو می آیند
تو هر روز
مهمان خانه ی دلی می شوی
ومن..
دلم می سوزد برای چشمان آواره ام...!