تبليغاتX
رنج عشق

 

 

آتش در آسمان خاموش شده و آبهای آبی دیگر گریه نمی کنند...

رقص درختان متوقف شده...

رود خانه بی حرکت از باد سرد دیگر دوامی نخواهد داشت...

باران از باریدن از آسمان باز ایستاده است...

صدای چکیدن خون قلبی که در این نزدیکی مرده، خاموش شده

بازهم دشمنی بود باز هم سرما بود...

اکنون تنها باقی مانده سنگ قبری سیاه است با یک محراب

محرابی که نقش یک تخت خواب را بازی می کند...

رویای مردان در خواب رویای آسودگی است

و دروازه ای به خارج از جهنم و به سوی باطل کردن مرگ...

و هنوز خواب مردان مختل نشده

که یک روز قبرها بدون قفل خواهند شد.

و ارواح به دنیایشان برخواهند گشت

اما در این زمان یک روح فراموش شده به جرم

رسیدن به ازل مجازات می شود .

+ نوشته شده در 87/04/12ساعت 10:29 AM توسط هومن |

سلام به همه دوستای گلم.

 

خوبین همه؟    خب خدا رو شکر.

 

میدونین امروز چه روزیه؟

 

تولد منههههههههههههههههههههههههه

 

 

تولد تولدم مبارک.مبارک کبارک تولدم مبارک.

 

بیاااااییییییییین وسط.دست دست دست.قر بده کمروووووو

 

خانوم هل نده به همه میرسه برقصن.

 

خب حالا اول کیک بخوریم یا کادوهارو باز کنیم؟

 

من شکمو امپس اول کیک میخوریم.

بزارین شمع هارو فوت کنم.

 

بچه ها تو این عکس اونی که داره شمع فوت میکنه منم.

فقط دو تا اشکال داره تو این عکس:۱-شمع ۱۹ سالگی وجود نداشت ۲۰ سالگی گذاشتیم.

۲-خانوم های محترم به دلیل وجود گشت ارشاد تو این عکس نیوفتادن.

 

خب حالا نوبت کادوهاست.

اینم کااادو

+ نوشته شده در 87/04/11ساعت 9:35 AM توسط هومن |

Home
Email
Night Skin