تبليغاتX
رنج عشق

سلام به همگی.

امیدوارم حال همگی خوب باشه.

من رفته بودم سربازی.آنجایی که نمی خواستم افتادم.

نیروی انتظامی در مرز ارمنستان.آموزشی خیلی سختی داشتیم ولی با همه سختی خاطرات خوبی واسم موند.

 

ولی یک خاطره برام موند که هیچوقت فراموش نخواهم کرد.

تنها گذاشتن یک نفر  در این مدت بود.نمیدونم چرا تنهام گذاشت و رفت.اما هر جا رفت سلامت باشه و با خوشی زندگی کنه.

                                       مهم این هست که من رو پام.بازمانده از جهنم سبز(پادگان قدر)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

عاشق یکی شدم   که ازَم بدش میاد

عاشق یکی شدم   که منُ اون نمی خواد
 

عاشق یکی شدم   که ازَم گلایه کرد

میون این همه سایه   منُ برد و سایه کرد

 
می دونم تلف شده   عمر ِ من به پای اون

خدا جون چطور شدم   یهو مبتلای اون
 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از همان روزی که تو را دیدم
فهمیدم که عشق تو
تمامی آن چیزیست که در زندگی ام می خواستم
وقتی اسمم را به زبان آوردی
فهمیدم که همه چیز تغییر کرده است
تو زندگی ام را کامل کردی


 

اوه، عزیزم به تو نیاز دارم
می خواهم بقیه عمرم را در کنارت باشم
تا همه چیز درست پیش بره
عاشقت هستم
هیچ گاه عشق به تو را انکار نمی کنم


 

مهم این است که تو عشق منی
و فقط خدا
تنها کسی است که حرارت این عشق را می فهمد
اکنون می توانم در آغوشت بمیرم
و می دانم که تو
روحم را به همراه خواهی داشت و آن را در اعماق قلبت نگه می داری


 

عشق تو برایم درست مانند جادوست
وقتی لبخند می زنی از خود بیخود می شوم
قدرتی داری که هیچگاه آن را تجربه نکرده ام
تمامی احساسم را بیان می کنم
تا بفهمی که چقدر به تو نیاز دارم



حالا من چی کار کنم   با یه دنیا اشتباه

+ نوشته شده در 88/02/02ساعت 9:5 PM توسط هومن |

Home
Email
Night Skin